ساخت وب سایت Radit.ir
یادمه یه روز با خودم گفتم خب، درحال حاضر که دارم HTML و CSS خاطر می گیرم، چرا یه وبسایت دورازشوخیخیس راه و روش نندازم؟ یه چیزی که یهنادر مشابه اون وبسایتهای خفن اون مجال باشه. نام وبسایت رو گذاشتم Radit.ir. اگه archive.org امداد کنه و یه معدود یادی وب رو ورق بزنه، شاید هنوز بشه طراحی سایت در مشهد ردی ازش پیدا کرد.
فکرمیکنم حدود سال ۱۳۹۰ یا این که ۱۳۹۱ بود کهاین وب سایت رو ساختم، اما اون موقع که هنوز خبری از تجارب کاربری یا این که seo و UI و این داستانا عدم وجود، اما خب تو ذهن خودم این پروژه خیلی تعالی بود! ایدم این بود که یه وبسایت داشته باشم تو حیطهی تکنولوژی. مشابه چی؟ به عنوان مثالً اون فرصتها وبسایتهایی مثل نارنجی رنگ بودن، یا این که وب سایتهایی که کلی دانلود و یادگرفتن و ابزار معرفی میکردن. منم میخواستم تو همین گوشه و کنار یه چیزی منش بندازم که حقیقتاً ماهر باشه.
میخواستم اسمش کنار وب سایتهای مطرح اهل ایران بیاد؛ واسه همین توی پیاده سازی، محتوا، تبلیغات، کلیهچی، خودم بودم و خودم! از پیاده سازی بنرهای تبلیغاتی گرفته تا تایپ کردن مقالهها، گذاشتن لینک و پیوندهای دانلود، ساختن قسمت تبلیغات و حتی به دست آوردن تبلیغ از وب سایتهای دیگه. یه بخشی نهاده بودم برای تبلیغات بقیه وبسایتها که طراحیش هم عمل خودم بود.
یه چیزی هم اون موقعها خیلی مد بود، یه مفهومی به نام PageRank گوگل. یه نوار کوچیک تحت مرورگر (یا این که توی برخی تارنماها) نشون میاعطا کرد که سایتت چه سکوای داره. از ۰ تا ۱۰ (یا این که شاید ۱ تا ۱۰؟ ظریف یادم وجود ندارد)، که هرچی فراتر بودی یعنی سایتت معتبرتر بود از نگاه گوگل. منم هر روز تحلیل میکردم ببینم Radit.ir چنده! یه جورایی گردیده بود علتی اینجانب برای پرورش دادن سایتم.
چرا Radit.ir باخت خورد؟
ولی تمامیی اینا بازم با همون طریقهای دستی رئیس میشدن. یعنی سایتی که خیر پنل مدیریتی داشت، خیر سیستم مدیر محتوا، خیر وردپرس، تنها با چندین تا پوشه HTML و CSS درست شده بود. اگه میخواستم یه مقاله تازه منتشر کنم، بایستی یه ورقهی تازه HTML میساختم، دستی تگ میزدم، پیوند میدادم، و آپلودش میکردم روی هاست. مثل این بود که یه خشت بچینی روی خشت دیگه، سوای ملات، فارغ از ابزار.
Radit.ir برام شد میدون تمرین. یه جایی برای امتحان و نادرست، یادگیری، تجربیات، ناکامی، توفیق. و تمامیی اینا، منو بیشتر و بیشتر شیدا دنیای اینترنت کرد. یواشیواش مسیرم داشت بدون شوخیخیس میشد. تا اینجا کلیهچی با کدهای HTML و CSS جلو می رفت. یعنی هر تغییرو تحول کوچیکی روی وب سایت، یه پروژهی بی نقص بود. ولی یه روز، یه کشف والا کردم که حقیقتاً برام مشابه انقلاب بود.
سیستمهای مدیر محتوا رو کشف کردم
فهمیدم یه چیزی میباشد به نام CMS یا این که همون سیستم رئیس محتوا. یعنی یه ابزاری که بهت اذن میده سوای اینکه هر توشه فولدر و کد و ساختار رو دستکاری کنی، ریلکس محتوا منتشر کنی، مدیر بکنی و کلی امکان مهیا داشته باشی. اولی سیاماسی که باهاش آشنا شدم، یه چیزی بود به نام PHP-Nuke.
تا قبلش پندار میکردم وب سایت یعنی صرفا پیاده سازی. اما اینجا فهمیدم تارنما یعنی یه سیستم زنده، یه چیزی که خودش محتوا رو میچرخونه، استفاده کننده میاد، مقاله میخونه، لحاظ میذاره و تو صرفا بایستی مدیریتش کنی. با PHP-Nuke میرفتی توی پنل رئیس، دکمهی “Add Story” رو میزدی و آغاز میکردی نوشته ی علمی تایپ کردن و به چاپ رساندن. خبری از ادیت کردن پوشه HTML و آپلود دستی عدم وجود. کلیهچی با تعدادی تا کلیک ایفا میشد.
بلوکهای مختلفی داشت که میتونستی توی سایدبار یا این که کاغذ اساسی بذاری. تبلیغات رو شل رئیس میکردی. قسمتهای متفاوت سایتو سوای یه خط کدنویسی اضافه فعال یا این که غیرفعال میکردی. یه جورهایی کلیه چیز مهیا بود تنها بایستی بلد میبودی چطوری ازش به کارگیری کنی.
همون موقع بود که فهمیدم دنیای طراحی وب داره وارد یه فاز تازه میشه. دیگه پیاده سازی بهتنهایی کافی خلا، مدیر، محتوا، تجاربی مخاطب، کلیه اینا باهم بودن و منم می بایست خاطر میگرفتم چطور از یه طراح بی آلایش، تبدیل بشم به یه رئیس حقیقی برای یه تارنما حرفه ای. PHP-Nuke برام یه دروازهی گرانقدر بود به دنیای اینترنتتارنماهای پویا. و این دروازه، رویه رو گشوده کرد برای اینکه ابعاد برسم به سیستمهایی مثل جوملا، و بعدتر، اون چیزی که مسیر معاش منو عوض کرد: وردپرس.
ولی خب، مثل همگیی تجربیاتهای جدید، شغل با PHP-Nuke هم نادرمعدود معضلهاشو نشون اعطا کرد. یکی تعالیترین مشکلاتی که داشتم، این بود که موقع آپلود عکس، مدام یه ارور میاعطا کرد. یه ارور دارای اسم و رسم FTP که الان اگه بهم بخوره، تو کمتر از دو دقیقه درستش می کنم. البته اون موقع… هیچ منشحلی بلد نبودم.
هر توشه که میخواستم یه تصویر بی آلایش روی وب سایت بفرستم، این ارور لعنتی ظواهر می شد و منم دستم به جایی سد عدم وجود.
انگار با یه دیوار نامرئی روبهرو بودم که اذن نمیاعطا کرد یه گام جلوتر برم. اونقدر این اختلال اذیتم کرد که تصمیم گرفتم یه چاره فعلا پیدا کنم.
چی فعالیت کردم؟ رفتم سراغ یه چیزی که تنها اسمشو شنیده بودم و راستش یهنادر هم ازش میترسیدم: وردپرس. برای اینکه تنها و تنها بتونم یه محرمانه عکس آپلود کنم، وردپرس رو نصب کردم روی یه مسیر فرعی از سایتم به نام dl.radit.ir
ساخت وب سایت Radit.ir
یادمه یه روز با خودم گفتم خب، درحال حاضر که دارم HTML و CSS خاطر می گیرم، چرا یه وبسایت دورازشوخیخیس راه و روش نندازم؟ یه چیزی که یهنادر مشابه اون وبسایتهای خفن اون مجال باشه. نام وبسایت رو گذاشتم Radit.ir. اگه archive.org امداد کنه و یه معدود یادی وب رو ورق بزنه، شاید هنوز بشه طراحی سایت در مشهد ردی ازش پیدا کرد.
فکرمیکنم حدود سال ۱۳۹۰ یا این که ۱۳۹۱ بود کهاین وب سایت رو ساختم، اما اون موقع که هنوز خبری از تجارب کاربری یا این که seo و UI و این داستانا عدم وجود، اما خب تو ذهن خودم این پروژه خیلی تعالی بود! ایدم این بود که یه وبسایت داشته باشم تو حیطهی تکنولوژی. مشابه چی؟ به عنوان مثالً اون فرصتها وبسایتهایی مثل نارنجی رنگ بودن، یا این که وب سایتهایی که کلی دانلود و یادگرفتن و ابزار معرفی میکردن. منم میخواستم تو همین گوشه و کنار یه چیزی منش بندازم که حقیقتاً ماهر باشه.
میخواستم اسمش کنار وب سایتهای مطرح اهل ایران بیاد؛ واسه همین توی پیاده سازی، محتوا، تبلیغات، کلیهچی، خودم بودم و خودم! از پیاده سازی بنرهای تبلیغاتی گرفته تا تایپ کردن مقالهها، گذاشتن لینک و پیوندهای دانلود، ساختن قسمت تبلیغات و حتی به دست آوردن تبلیغ از وب سایتهای دیگه. یه بخشی نهاده بودم برای تبلیغات بقیه وبسایتها که طراحیش هم عمل خودم بود.
یه چیزی هم اون موقعها خیلی مد بود، یه مفهومی به نام PageRank گوگل. یه نوار کوچیک تحت مرورگر (یا این که توی برخی تارنماها) نشون میاعطا کرد که سایتت چه سکوای داره. از ۰ تا ۱۰ (یا این که شاید ۱ تا ۱۰؟ ظریف یادم وجود ندارد)، که هرچی فراتر بودی یعنی سایتت معتبرتر بود از نگاه گوگل. منم هر روز تحلیل میکردم ببینم Radit.ir چنده! یه جورایی گردیده بود علتی اینجانب برای پرورش دادن سایتم.
چرا Radit.ir باخت خورد؟
ولی تمامیی اینا بازم با همون طریقهای دستی رئیس میشدن. یعنی سایتی که خیر پنل مدیریتی داشت، خیر سیستم مدیر محتوا، خیر وردپرس، تنها با چندین تا پوشه HTML و CSS درست شده بود. اگه میخواستم یه مقاله تازه منتشر کنم، بایستی یه ورقهی تازه HTML میساختم، دستی تگ میزدم، پیوند میدادم، و آپلودش میکردم روی هاست. مثل این بود که یه خشت بچینی روی خشت دیگه، سوای ملات، فارغ از ابزار.
Radit.ir برام شد میدون تمرین. یه جایی برای امتحان و نادرست، یادگیری، تجربیات، ناکامی، توفیق. و تمامیی اینا، منو بیشتر و بیشتر شیدا دنیای اینترنت کرد. یواشیواش مسیرم داشت بدون شوخیخیس میشد. تا اینجا کلیهچی با کدهای HTML و CSS جلو می رفت. یعنی هر تغییرو تحول کوچیکی روی وب سایت، یه پروژهی بی نقص بود. ولی یه روز، یه کشف والا کردم که حقیقتاً برام مشابه انقلاب بود.
سیستمهای مدیر محتوا رو کشف کردم
فهمیدم یه چیزی میباشد به نام CMS یا این که همون سیستم رئیس محتوا. یعنی یه ابزاری که بهت اذن میده سوای اینکه هر توشه فولدر و کد و ساختار رو دستکاری کنی، ریلکس محتوا منتشر کنی، مدیر بکنی و کلی امکان مهیا داشته باشی. اولی سیاماسی که باهاش آشنا شدم، یه چیزی بود به نام PHP-Nuke.
تا قبلش پندار میکردم وب سایت یعنی صرفا پیاده سازی. اما اینجا فهمیدم تارنما یعنی یه سیستم زنده، یه چیزی که خودش محتوا رو میچرخونه، استفاده کننده میاد، مقاله میخونه، لحاظ میذاره و تو صرفا بایستی مدیریتش کنی. با PHP-Nuke میرفتی توی پنل رئیس، دکمهی “Add Story” رو میزدی و آغاز میکردی نوشته ی علمی تایپ کردن و به چاپ رساندن. خبری از ادیت کردن پوشه HTML و آپلود دستی عدم وجود. کلیهچی با تعدادی تا کلیک ایفا میشد.
بلوکهای مختلفی داشت که میتونستی توی سایدبار یا این که کاغذ اساسی بذاری. تبلیغات رو شل رئیس میکردی. قسمتهای متفاوت سایتو سوای یه خط کدنویسی اضافه فعال یا این که غیرفعال میکردی. یه جورهایی کلیه چیز مهیا بود تنها بایستی بلد میبودی چطوری ازش به کارگیری کنی.
همون موقع بود که فهمیدم دنیای طراحی وب داره وارد یه فاز تازه میشه. دیگه پیاده سازی بهتنهایی کافی خلا، مدیر، محتوا، تجاربی مخاطب، کلیه اینا باهم بودن و منم می بایست خاطر میگرفتم چطور از یه طراح بی آلایش، تبدیل بشم به یه رئیس حقیقی برای یه تارنما حرفه ای. PHP-Nuke برام یه دروازهی گرانقدر بود به دنیای اینترنتتارنماهای پویا. و این دروازه، رویه رو گشوده کرد برای اینکه ابعاد برسم به سیستمهایی مثل جوملا، و بعدتر، اون چیزی که مسیر معاش منو عوض کرد: وردپرس.
ولی خب، مثل همگیی تجربیاتهای جدید، شغل با PHP-Nuke هم نادرمعدود معضلهاشو نشون اعطا کرد. یکی تعالیترین مشکلاتی که داشتم، این بود که موقع آپلود عکس، مدام یه ارور میاعطا کرد. یه ارور دارای اسم و رسم FTP که الان اگه بهم بخوره، تو کمتر از دو دقیقه درستش می کنم. البته اون موقع… هیچ منشحلی بلد نبودم.
هر توشه که میخواستم یه تصویر بی آلایش روی وب سایت بفرستم، این ارور لعنتی ظواهر می شد و منم دستم به جایی سد عدم وجود.
انگار با یه دیوار نامرئی روبهرو بودم که اذن نمیاعطا کرد یه گام جلوتر برم. اونقدر این اختلال اذیتم کرد که تصمیم گرفتم یه چاره فعلا پیدا کنم.
چی فعالیت کردم؟ رفتم سراغ یه چیزی که تنها اسمشو شنیده بودم و راستش یهنادر هم ازش میترسیدم: وردپرس. برای اینکه تنها و تنها بتونم یه محرمانه عکس آپلود کنم، وردپرس رو نصب کردم روی یه مسیر فرعی از سایتم به نام dl.radit.ir

عنصرها تقویت کننده بهینه سازی